دارو شناسی از دیدگاه ابوعلی سینا (4)
داروﻫﺎ از ﺣﻴﺚ ﻛﻨﺶ( فعل و عمل و کار و کردار ) ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:
ﻫﺮﻳﻚ از ﻛﻨﺶﻫﺎي ﻣﻮرد اﺷﺎره را ﻫﻤﺮاه ﺗﻮﺿﻴﺢ آنﻫﺎ ﻧﺎم ﻣﻲﺑﺮﻳﻢ و ﺷﺮح ﻣﻲدﻫﻴﻢ :
1-داروي ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺑﺨﺶ(ﻣَﻠﻄﻒ)
داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺣﺮارﺗﻲ ﻣﻌﺘﺪل ﺧﻠﻂ را رﻗﻴﻖ ﺗﺮ از آﻧﭽﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ: زوﻓﺎ، ﭘﻮﻧﻪ ﻛﻮﻫﻲ (ﺣﺎﺷﺎ) و ﺑﺎﺑﻮﻧﻪ.
2-داروی محلل(ﺑﺮﻧﺪهﺗﺤﻠﻴﻞ )
داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻠﻂ را ﺗﺒﺨﻴﺮ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ و آن را از ﺟﺎي ﺧﻮد ﺑﺮﻣﻲﻛﻨﺪ و اﺟﺰاء آن را ﺟﺪا ﻣﻲﺳﺎزد و ﺑﻴﺮونﻣﻲاﻧﺪازد و در اﺛﺮ ﺑﺎ ﻧﻴﺮوي ﮔﺮم ﺧﻮﻳﺶ ﺧﻠﻂ را ﺑﻪ ﻛﻠﻲ ﻧﺎﺑﻮد ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ.
ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺧﺎﻳﻪ ﺳﮓ آﺑﻲ.
3- داروی ﺟﺎﻟﻲ( زداﻳﻨﺪه )
داروﻳﻲ را ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ رﻃﻮﺑﺖﻫﺎي ﭼﺴﺒﻨﺪه ﺑﻨﺪ آﻣﺪه را از دﻫﺎﻧﻪ ﺳﻮراخ رﻳﺰ ﺳﻄﺢ اﻧﺪام ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺖ در ﻣﻲآوردو دور ﻣﻲﮔﺮداﻧﺪ.
ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﻋﺴﻞ آب (ﻣﺎءاﻟﻌﺴﻞ).
ﻫﺮ داروي ﺟﻨﺒﺎﻧﻨﺪه ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﺧﺎﺻﻴﺘﻲ ﻛﻪ دارد ﻣﻠﻴﻦ ﻣﺰاج اﺳﺖ،ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻛﻪﻗﻮت اﺳﻬﺎل دادن در آن ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﻫﺮ ﺗﻠﺦ ﻣﺰه اي ﺣﺘﻤﺎ زداﻳﻨﺪه اﺳت
4- داروی زبری بخش (مخشن)
داروﻳﻲ را ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺳﻄﺢ اﻧﺪام را ﻧﺎﻫﻤﻮار ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ ﺑﺮﺧﻲ را ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ و ﺑﻌﻀﻲ را ﭘﺴﺖﺗﺮ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﭼﻨﻴﻦداروﻳﻲ از ﺳﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺎرج ﻧﻴﺴﺖ (ﺑﻪ ﺳﻪ ﺷﻜﻞ اﻳﻦ ﻛﺎر را اﻧﺠﺎم ﻣﻲدﻫﺪ) :
· اﻟﻒ) ﻳﺎ ﮔﻮﻫﺮش ﻣﺘﺮاﻛﻢ و ﺑﺴﻴﺎر ﻗﺎﺑﺾ اﺳﺖ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﻴﺎن ﻛﺮدﻳﻢ.
· ب) ﻳﺎ ﮔﻮﻫﺮش ﻟﻄﻴﻒ اﺳﺖ وﻟﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﺗﻨﺪﻣﺰه اﺳﺖ ﻛﻪﺑﺮﻧﺪﮔﻲ و ﻫﻤﻮاري را از ﺑﻴﻦ ﻣﻲﺑﺮد.
· ج) ﻳﺎ اﻳﻦﻛﻪ اﻧﺪاﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ دارو زﺑﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﺳﻄﺢ آن در اﺻﻞ زﺑﺮ ﺑﻮده، رﻃﻮﺑﺘﻲ ﭼﺴﺒﻨﺪه ﺑﺮ آن رويآورده و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻋﺮﺿﻲ ﻫﻤﻮار ﮔﺸﺘﻪ اﺳﺖ، داروي زﺑﺮ ﻛﻨﻨﺪه آن رﻃﻮﺑﺖ ﭼﺴﺒﻨﺪه را ﻛﻪ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ و ﻋﺮﺿﻲاﺳﺖ از ﺑﻴﻦ ﻣﻲﺑﺮد و اﻧﺪام ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ اﺻﻠﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺎز ﻣﻲﮔﺮدد ﻛﻪ اﺻﻠﻲ زﺑﺮي ﻧﺎﻫﻤﻮاري اﺟﺰاء ﺑﻮده اﺳﺖ از داروي زﺑﺮي ﺑﺨﺶ اﺳﭙﺮك (ِا ﻛﻠﻴﻞاﻟﻤِﻠﻚ) را ﻧﺎم ﻣﻲ ﺑﺮﻳﻢ. اﻳﻦ دارو ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ اﺳﺘﺨﻮان و ﻏﻀﺮوف را زﺑﺮي ﻣﻲدﻫﺪ و ﺗﺎﺛﻴﺮ آن در زﺑﺮ ﻛﻨﻨﺪ ﮔﻲ ﭘﻮﺳﺖ ﻛﻢ اﺳﺖ.
5- داروی مفتح (بازکننده)
داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎده داﺧﻞ ﺗﺠﻮﻳﻒ ﻣﻨﻔﺬﻫﺎ را ﺑﻪ ﺑﻴﺮون دﻓﻊ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ و ﻛﺎري ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺠﺮاﻫﺎ ﺑﺎز ﺑﺎﺷﻨﺪو ﺑﻨﺪ ﻧﻴﺎﻳﻨﺪ. داروي ﺑﺎزﻛﻨﻨﺪه ﻗﻮيﺗﺮ از داروي زداﻳﻨﺪه (ﺟﺎﻟﻲ) اﺳﺖ ﻳﻜﻲ از داروﻫﺎي ﺑﺎزﻛﻨﻨﺪه ﻛﺮﻓﺲ (ُﻓﻄﺮاﺳﺎﻟﻴﻮن)اﺳﺖ داروﻳﻲ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺎر را اﻧﺠﺎم ﻣﻲدﻫﺪ ﻳﻜﻲ از ﺳﻪ ﺣﺎﻟﺖ را دارد: ﻳﺎ ﻟﻄﻴﻒ و ﺤّﻠﻞ اﺳﺖ. ﻳﺎ ﻟﻄﻴﻒ و ﺷﺴﺖ و ﺷﻮدﻫﻨﺪه اﺳﺖ ( َﻏﺴﺎل) : ـ ﻣﻌﻨﻲ ﻏﺴﺎل را ﺑﻌﺪ ﺧﻮاﻫﻲ داﻧﺴﺖ ـ ﻳﺎ ﻟﻄﻴﻒ وﺑﺮﻧﺪه اﺳﺖ(ﻣَﻘﻄﻊ) ﻣﻌﻨﻲ ﻣﻘﻄﻊ را ﻧﻴﺰ ﺑﻌﺪادر ﺧﻮاﻫﻲ ﻳﺎﻓﺖ. ﻫﺮﭼﻪ ﺗﻨﺪﻣﺰه اﺳﺖ، ﻫﺮﭼﻪ ﺗﻠﺦ اﺳﺖ و ﻫﺮآﻧﭽﻪ ﻟﻄﻴﻒ و ﺳﻴﺎل ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﻲ ﻛﻪ ﮔﺮاﻳﺶ ﺑﻪ ﮔﺮﻣﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻳﺎ ﻣﻌﺘﺪل ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﻪ ﺑﺎزﻛﻨﻨﺪه ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻫﺮﭼﻪ ﻟﻄﻴﻒ و ﺗﺮش ﻣﺰه اﺳﺖﻧﻴﺰﺑﺎزﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ.
6- داروی مرخی( سست کننده)
داروﻳﻲ را ﺳﺴﺖ ﻛﻨﻨﺪه ﻧﺎﻣﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺣﺮارت و رﻃﻮﺑﺘﻲ ﻛﻪ دارد ﻗﻮام اﻧﺪامﻫﺎﻳﻲ را ﻛﻪ دارايﺳﻮراخﻫﺎي رﻳﺰ و ﻣﺘﺮاﻛﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﺮﻣﺘﺮ ﺑﻨﻤﺎﻳﺪ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻳﻦ ﻧﺮم ﺷﺪن، ﺳﻮراخﻫﺎ وﺳﻌﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﭘﻴﺪا ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و ﻣﻮاد ﻗﺎﺑﻞ دﻓﻊ آﺳﺎﻧﺘﺮ دﻓﻊ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ از داروﻫﺎي ﺳﺴﺖ ﻛﻨﻨﺪه :ﺿﻤﺎدﺷِﺒﺖ و ﺗﺨﻢ ﻛﺘﺎن را ﻧﺎم ﻣﻲﺑﺮﻳﻢ.
7- داروی منضج(رساننده)
داروﻳﻲ را رﺳﺎﻧﻨﺪه(ﻣﻨﻀﺞ) ﻧﺎﻣﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﺮﻣﻲ ﻣﻌﺘﺪل دارد ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻗﻮه ﻗﺒﺾ ﻛﻪ ﺧﻠﻂ را ﺣﺒس ﻣﻲﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﺨﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد. ﮔﺮﻣﻲاش ﺑﻪﺣﺪي زﻳﺎد ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﻠﻂ را ﺑﻪ ﺷﺪت ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﺮ دو در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺗﺮش از ﺧﺸﻚ ﺟﺪاﺷﻮد: اﮔﺮ ﺑﻪ آن ﺣﺪ ﮔﺮم ﮔﺮدد ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪن ﺑﻪ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲﮔﺮدد.
8- داروی گوارنده(هاضم)
ﻫﺎﺿﻢ داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻫﻀﻢ ﻏﺬا ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﻗﺒﻼ آن را ﺷﺮح داده اﻳﻢ.
9-داروي ﺑﺎدﺷﻜﻦ (ﻛﺎﺳﺮ اﻟﺮﻳﺢ)
ﺑﺎد ﺷﻜﻦ ﻋﺒﺎرت از داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﮔﺮﻣﻲ و ﺧﺸﻜﺎﻧﻴﺪن ﺑﺎدي را ﻛﻪدر ﺟﺎﻳﻲ از اﻧﺪامﻫﺎ ﺟﻤﻊ آﻣﺪه اﺳﺖ رﻗﻴﻖ و ﻫﻮاﻳﻲ ﮔﺮداﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺮ اﺛﺮ اﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺑﻪ ﺧﺎرج راه ﻳﺎﺑﺪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺗﺨﻢ اﺳﭙﻨﺪ.
10- داروی پاره کننده (مقطع)
داروﻳﻲ راﻣَﻘﻄﻊ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﻴﺎن ﺳﻄﺢ اﻧﺪام و ﺧﻠﻂ ﭼﺴﺒﻨﺪه ﻣﻲﺧﺰد و اﻧﺪام را از ﺧﻠﻂ ﻣﻲرﻫﺎﻧﺪ، ﺧﻠﻂ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ اﺛﺮ دارو ﺗﻜﻪ ﺗﻜﻪ ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﻪ اﺟﺰاي ﺑﺎاﻧﺪازهﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﻣﻲآﻳﺪ و آﻧﮕﺎه از ﺟﺎي ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺮﻛﻨﺪه ﻣﻲﺷﻮد و ﺧﺎرج ﻣﻲﮔﺮدد. داروي ﻣﻘﻄﻊ، ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺧﺮدل و ﺳﻜﻨﺠﺒﻴﻦ.
ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﻛﻪ داروي ﮔﺪازﻧﺪه، ﺣﺎﻟﺘﻲ ﺑﺮ ﺿﺪ ﻏﻠﻴﻆ و داروي رﻗﻴﻖ ﻛﻨﻨﺪه ﺣﺎﻟﺘﻲ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻏﻠﻈﺖ ﺑﺨﺶ دارد دارويﻣَﻘﻄﻊ ﻧﻴﺰ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﺴﺒﻨﺎك ﻫﻤﻴﻦ ﺣﺎﻟﺖ را دارد. داروي ﻣﻘﻄﻊ ﺧﻠﻂ ﭼﺴﺒﻨﺪه نمیﮔﺪازد و در ﻗﻮام آن ﺗﺼﺮف ﻧﻤﻲﻛﻨﺪ ﻓﻘﻂ آن را از ﺣﺎﻟﺖ ﭘﻴﻮﺳﺘﮕﻲ ﺑﻴﺮون ﻣﻲآورد و آن را ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺗﻜﻪ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻗﻄﻌﺎت ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﺣﺎﻟﺖ اوﻟﻴﻪ ﺑﺎﻗﻲ ﺑﻤﺎﻧﺪ.
11- داروی کشنده (جاذب)
داروﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﻟﻄﺎﻓﺖ و ﺣﺮارت ﺧﻮد رﻃﻮﺑﺖﻫﺎ را ﺑﻪ ﻃﺮف ﺧﻮد ﻣﻲﻛﺸﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﺎﻳﻪ ﺳﮓ آﺑﻲ، آن را ﺟﺎذب ﻧﺎﻣﻨﺪ داروﻳﻲ ﻛﻪ ﻧﻴﺮوي ﻛﺸﺶ آن زﻳﺎد ﺑﺎﺷﺪ، اﮔﺮ آن راﭘﺲ از ﭘﺎﻻﻳﺶ ﺿﻤﺎد ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺮاي ﻋﺮق اﻟﱠﻨﺴﺎء و درد ﻣﻔﺎﺻﻞ داﺧﻠﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﺧﻮب اﺳﺖ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺿﻤﺎد ﭼﻨﻴﻦ داروﻳﻲ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﺎر و ﭘﻴﻜﺎنﻫﺎي رﻳﺰ اﺳﺘﺨﻮاﻧﻲ را از ﻗﺮارﮔﺎه آن ﺑﻴﺮون آورد.
12-داروی سوزش دهنده ( لاذع )
داروي ﺳﻮزش دﻫﻨﺪه داروﻳﻲ را ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﻟﻄﻴﻒ و ﺑﺴﻴﺎر ﻧﻔﻮذ ﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺗﻔﺮق،ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ را ﺑﻪ ﻗﻄﻌﺎت ﺑﺴﻴﺎر ﻛﻮﭼﻚ در ﻣﻲآورد اﻳﻦ ﻗﻄﻌﺎت ﺟﺪا ﺷﺪه ﺑﻪ ﺣﺪي ﻧﺰدﻳﻚ ﻫﻢ ﻣﻲﻣﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﻲﺗﻮان ﻳﻜﻲ را ﺟﺪا از دﻳﮕﺮان ﺣﺲ ﻛﺮد و ﻣﺜﻞ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ در ﻳﻚ ﺟﺎي ﺟﻤﻌﻨﺪ. ﺿﻤﺎد ﺧﺮدل ﺑﺎ ﺳﺮﻛﻪ ـ و ﺳﺮﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻧﻤﻮﻧﻪ داروﻫﺎي ﺳﻮزﻧﺪه ﻫﺴﺘﻨﺪ.
13- داروی سرخ کننده ( محمر )
داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮوﻗﺖ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ از اﻳﻦ اﻧﺪامﻫﺎ ﻣﻲرﺳﺪ آن را ﮔﺮﻣﻲ زﻳﺎد ﻣﻲﺑﺨﺸﺪ ﺑﺮ اﺛﺮ اﻳﻦ ﮔﺮم ﺷﺪن ﺧﻮن ﺑﻪ ﺳﻮي آن ﺟﺬب ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﻪ ﺳﻄﺢ آن روي ﻣﻲآورد و اﻧﺪام، ﺳﺮخ رﻧﮓ ﻣﻲﮔﺮدد. ﺧﺮدل، اﻧﺠﻴﺮ، ﭘﻮﻧﻪ، ﻛﺮوﻳﺎﻗﺮدﻣﺎﻧﺎ) از اﻳﻦ دﺳﺘﻪاﻧﺪ. ﻛﻨﺶ داروﻫﺎي ﺳﺮخ ﻛﻨﻨﺪه ﺑﻪ ﻛﻨﺶ داغ ﻛﻨﻨﺪ ﮔﻲ ﻧﺰدﻳﻚ اﺳﺖ.
14- داری خارنده (محکک)
داروﻳﻲ ﻛﻪ ﺧﻠﻂﻫﺎي ﺳﻮزﻧﺎك و ﺧﺎرش دﻫﻨﺪه را ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻛﺸﺶ و ﮔﺮﻣﻲ ﺑﻪ ﺳﻮي ﻣﺴﺎﻣﺎت ﻣﻲﻛﺸﺎﻧﺪ داروي ﺧﺎرﻧﺪه (ﺣﻚ ﻛﻨﻨﺪه، ﻣﺤﻜﻚ) ﻧﺎﻣﻴﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ. ﭼﻨﻴﻦ داروﻳﻲ ﺗﺎ اﻳﻦ اﻧﺪازه ﻓﻌﺎل ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻗﺮﺣﻪ ﺑﻪ وﺟﻮد آورد. ﺷﺎﻳﺪ ﺧﺎرﺷﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﻲآﻳﺪ از ﺧﺎرﻫﺎي ﻛﺮﻛﻲ ﺳﺨﺖ و رﻳﺰ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺤﺴﻮس ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪاي از داروي ﺧﺎرﻧﺪه ﮔﻴﺎه ﻛﺒﻴﻜﻪ اﺳﺖ.
15- داروي ﻗﺮﺣﻪ آور (ﻣﻘﺮح)
داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ رﻃﻮﺑﺖﻫﺎي واﻗﻊ در ﻣﻴﺎن اﺟﺰاي ﭘﻮﺳﺖ را ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﻲﺑﺮد و ﻣﺎده ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ را ﻛﻪ ﻣﺎﻳﻪ ﻗﺮﺣﻪ دﻣﻞ ﭼﺮﻛﻴﻦ) ﻣﻲﺷﻮد ﺑﻪ ﺳﻮي ﭘﻮﺳﺖ ﻣﻲ آورد. داروي ﻗﺮﺣﻪ آور را ﻣَﻘ ﱠﺮح ﺧﻮاﻧﻨﺪ. ﮔﻴﺎه ﺑﻼدر (آﻛﺎژو) ﻧﻤﻮﻧﻪاي از داروﻫﺎي ﻗﺮﺣﻪ آور اﺳﺖ
16- داروی سوزنده (محرق)
ﺳﻮزﻧﺪه داروﻳﻲ را ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻟﻄﻴﻒ اﺧﻼط را از ﺑﻴﻦ ﻣﻲﺑﺮد و ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮ اﺧﻼط را ﺑﺎﻗﻲ ﻣﻲ ﮔﺬارد. ﻣﺜﻼ ﺷﺒﺮم ﺳﻮزﻧﺪه اﺳﺖ.
17- داروی خورندخ (اکال)
داروﻳﻲ را ﺧﻮرﻧﺪه (َاﻛﺎل) ﻧﺎﻣﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻋﻤﻞ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﺮدن و اﻳﺠﺎد ﻗﺮﺣﻪ از ﮔﻮﻫﺮ ﮔﻮﺷﺖ ﻣﻴﻜﺎﻫﺪ. زﻧﺠﺎر ﻣﺜﺎﻟﻲ ﺑﺮاي داروي ﺧﻮرﻧﺪه اﺳﺖ.
18- داروی خرد کننده ( مفتت)
داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ ﺧﻠﻂ ﺳﻔﺖ و ﺳﺨﺖ آن را ﺑﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﭘﺎرﭼﻪ رﻳﺰ در ﻣﻲ آورد و ﻣﺜﺎل اﻳﻦ دارو ﺣﺠﺮاﻟﻴﻬﻮد و ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﻨﮓ (ﻣﺜﺎﻧﻪ ﻳﺎﻛﻠﻴﻪ) را ﺧﺮد و ﻟﻪ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ.
19- داروی گنداننده ( متعفن)
داروﻳﻲ را متعفن ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻣﺰاج اﻧﺪام ﻳﺎ ﻣﺰاج روﺣﻲ را ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻮي اﻧﺪام ﻣﻲآﻳﺪ ﻓﺎﺳﺪ ﻧﻤﺎﻳﺪ و ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺗﺤﻠﻴﻞ رﻃﻮﺑﺖ ﻣﺰاج اﻧﺪام را ﭼﻨﺎن ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﻲ ﻛﺸﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪن ﺑﺟﺰﺋﻲ از اﻧﺪام ﺑﻪ ﻛﺎر ﻧﻴﺎﻳﺪ. داروي ﻣﻌﺒﺨﺶ ﻧﻪ ﻣﻲﺳﻮزاﻧﺪ و ﻧﻪ ﻣﻴﺨﻮرد ﺑﻠﻜﻪ رﻃﻮﺑﺘﻲ ﺗﺒﺎه ﻛﻪ ﺣﺮارﺗﻲ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ در آن اﺳﺖ در اﻧﺪام ﺑﺎﻗﻲ ﻣﻲﮔﺬارد، در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻋﻔﻮﻧﺖ روي ﻣﻲدﻫﺪ. زرﻧﻴﺦ ﺗﺎﻓﺴﻴﺎ (ﺻﻤﻎ ﺳﺪاب ﻛﻮﻫﻲ) و ﻧﻈﺎﻳﺮ آنﻫﺎ از اﻳﻦ دﺳﺘﻪاﻧﺪ.
20- داروی داغ گذار (کاوی)
داغ ﮔﺬار، داروﻳﻲ را ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﭘﻮ ست را ﻣﻲﺳﻮزاﻧﺪ و ﺧﺸﻚ ﻣﻲﮔﺮداﻧﺪ. ﭘﻮﺳﺖ از اﺛﺮ آن ﭼﻨﺎن ﺳﻔﺖ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻲ ﺳﻮﺧﺘﮕﻲ ﻧﺎﺷﻲ از آﺗﺶ اﺳﺖ. آن ﮔﺎه ﮔﻮﻫﺮ ﭘﻮﺳﺖ راه را ﺑﺮ ﺧﻠﻂ ﺳﻴﺎل ﻣﻲﺑﺮﻧﺪد ﺗﺎ ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻴﺮون آﻳﺪ. اﻳﻦ ﺟﺎي داغ و ﺳﻮﺧﺘﮕﻲ ﺑﺮ ﭘﻮﺳﺖ را ﺧﺸﻚ رﻳﺸﻪ ﻣﻲﻧﺎﻣﻨﺪ. ﭼﻨﻴﻦ داروﻳﻲ را ﺑﺮاي ﺑﻨﺪآﻣﺪن ﻧﺰﻳﻒ ﺷﺮاﺋﻴﻦ(ﺧﻮﻧﺮﻳﺰي ﺷﺮاﺋﻴﻦ) و ﺣﺎﻻت ﻣﺸﺎﺑﻪ آن ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲﺑﺮﻧﺪ. زاج و ﻗﻠﻘﻄﺎر (زاج زرد) از داروﻫﺎي داغ ﮔﺬاراﻧﺪ.
21- داروی پوست کن (قاشر)
داروﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺟﺰاي ﻓﺎﺳﺪ ﭘﻮﺳﺖ را ﻣﻲزداﻳﺪ و در درﻣﺎنﺑﻬﻖ و ﻛﻠﻒ و ﻏﻴﺮه ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲآﻳﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻗﺴﻂ و راوﻧﺪ (رﻳﻮاس).
منبع: قانون کتاب دوم