در بيان بعضي اصطلاحات طبيه متداوله-8

حرف الدال

 * دابق * آنچه به جهت لزوجت كثيفه خود به دست بچسبد مثل دبق.

 * دسم * هر چه زبان و غير آن را نرم سازد و اجزاي آن را منبسط سازد بياحداث حرارت و به فارسي چرب نامند.

 * دلوك * به معني ماليدن است و مراد از آن آنچه از سنونات با انگشت بر دندان و غير آن بمالند.

 * دوای غذایی * آنكه تأثير كيفيت آن زياده بر تأثير كميت و ماده آن باشد.

دواي سمي * آنكه به كيفيت تأثير آن موافق مزاج نبود و بالخاصيه كشنده باشد مثل افيون.

دواي مطلق * آنكه تأثير به كيفيت كند و جزو بدن نشود .

دهني * آنكه در جسم او چربي موجود باشد و باعث اشتعال او گردد مثل مغزها و تخمها و چوب صندل ابيض و ديودار و عود هندي و مانند اينها.