ناتواني معده(ضعف المعده)

ماچيزي را ناتواني معده ناميده ايم كه چندين حالت معده را شامل مي شود:

1-  معده اي كه ياراي هضم خوراك ندارد و نمي تواند غذاي دريافتي را به خوبي اداره كند.

2-  از خوراكي كه در معده جاي مي گيرد معده ناراحت است و به تشويش مي افتد با اين كه سبب ناراحتي وتشويش معده  كه در باب راجع به تباهي هضم شده ذكر كرده ايم در ميان نيست.

3-  گاهي اشتهاي دارنده معده برمرام نيست و اشتها از حالت طبيعي كمتر است.

4-  خلل در آشتها و كاهش اشتها رانشايد هميشه دليل قطعي بر ناتواني معده دانست زيرا احتمال دارد كه اشتها بسيار و هضم شدن اندك باشدپس بسياري اشتها را نيز مي توان دليل قاطع بر نيرومندي معده دانست.

5-  قرقر شكم و آروغ مختلف و دگرگون شده و دل به هم آمدن، همه گواه بر ناتواني معده اند و بويژه اگر اين گواهان راستگو بعد از تناول غذاپيدا شوند، و حتي در وقت غذا خوردن هم گواهي خود را ادامي نمايند.

6-  يكي از دلايل ناتواني معده آن است كه دارنده معده هرگاه غذا مي خورد احساس مي كند كه تناول شده در معده اش مي جنبد. مي خواهد آن را باقي بيرون دهد، درد گزش و آزار در ميان هر دو كتف بيمار احساس مي شود

7-  اگر ناتواني معده بيشتر نيرو گيرد، دليلش اين است كه :

  • الف)  آروغ نمي ماند.
  • ب) مدفوع تمرد مي كند و به آساني بيرون نمي آيد.
  • ج)يا شكم روان مي شود و اسهال با سرعت زياد راهي خارج مي گردد.

8-  دارنده معده اي كه بسيار ناتوان است، نبضش با سرعت رو به كاهش مي رود و گاهي غش مي كند.

9-  دارنده معده ناتوان خوراك مي خو اهد، هرگاه خوراك را دريافت، از آن متنفر مي شود و نمي خورديا اندكي مي خورد و بقيه را رها مي كند.

10-  از كم ترين سبب، بيمار به تب مبتلا مي شود و روي آورهاي ماليخولياي مراقي در او پديدار مي شوند . اين را بدان، كه ناتواني معده تقريباً سبب همه بيماري هاي بدن م ي شود. ناتواني معده در كجاي معده پيدا مي شود؟ . ممكن است ناتواني در قسمت هاي بالايي معده باشد و ممكن است در پايينهاي معده، و احتمال دارد كه سراسر معده همگي با ناتواني رو به رو شود.

چگونه بدانيم كه ناتواني كجاي معده را در بر گرفته است ؟

اگر بالايي هاي معده ناتوان است در اولين مرحله راهي شدن خوراك به سوي پايين، معده به درد مي آيد، يعني تا خوراك بلعيده وفروداده در بالاي معده است درد معده پيدا مي شود . اگر بعد ازاستقرار يافتن خوراك در معده، آزارسروكله اش پيدا شد، بدان، كه قسمت پاييني معده ناتوان است و اثر اين نا تواني در مدفوع آشكار است . گاهي بيماري سبب ناتوان شدن معده مي شود.

  • 1-  بيماري هايي كه بر معده روي آورند و سبب ناتواني معده مي شوندقبلاً ذكر شده اند.
  • 2-  پياپي پر شدن معده وتلمبار شدن خوراك در معده، آن را ناتوان مي كند.
  • 3-  بسيار قَي كردن خارج از اندازه لازم ناتواني معده در پي دارد.

پژوهشگران آموزش ديده و آزماينده عقيده دارند كه درمان ناتواني معده تنها منحصر به خشكي بخشيدن به معده و خشكانيدن است و چنان عمل مي نمايند كه ما در بحث از درمان مزاج سرد و تر معده بيان كرده ايم، فكر مي كنند كه سوء مزاج معده فقط سوء مزاج سرد و تر است . اما اگر راستش را بخواهي هر نوع از انواع سوء مزاج ها مي توانند بر معده روي آورند و روي آن اثر گذارند . پس بايد نوعيت سوء مزاج معده را تشخيص دهي و در برابر آن قد علَم كني وبا داروي اصلاح كردن آن نوع از مزاج كه بر معده چيره شده است، سوء مز اج معده را به مزاج معتدل تبديل نمايي . مثلا ممكن است ناتواني معده از اثر خشكي و خشك مزاجي معده باشد، اگر همان درمان را به كار اندازي كه به اصطلاح به تجربه ديده يا كشف كرده اند، يعني درمان سوء مزاج سرد و تر معده را براي درمان سوء مزاج خشك بكار ببري، موجب مرگ بيمار مي شوي . در درمان معده ناتوان ممكن است بيمار را از داروهايي كه در ذيل آيد بهبودبخشي كه عبارتند از :

  • 1- داروهاي سرد مزاج.
  • 2- نوشيدن مقدار تناولي از دوغ ساخته از ماست گاو، كه بربرف گذاشته شده و سرد شده است.
  • 3- تجويز كردن ميوه هاي سرد و سردي بخش، كه در اين حالت معلوم مي شود معده سوء مزاج گرم دارد.

ممكن است كسي را كه ناتواني معده دارد با داروهاي گرمي بخش درمان كني . گاهي بيمار ممكن است بسيار تشنه شود، برعكس نظريه پزشك نماها معده را پر از آب سرد مي كند و فوراً شفا مي يابد، كه در اين حالت معلوم مي شود ناتواني معده از اثر سوء مزاج گرم بوده است، كه ممكن است وقتي معده پر از آب شده است خلط معده آزار را بيرون داده است. اين مشروط برشرطي است كه در معده خلط بوده باشد كه پاك سازي شده است و شخص از بيماري رهايي يافته است. اسهال نيز يكي از سبب هاي ناتواني معده به شمار مي آيد و سردرد را نيز به دنبال دارد. اين را هم بدان، كه وقتي مي توانيم بگوييم معده نيرومند است و كاهشي در نيروي معده رخ نداده، كه نيروهاي چهارگانه دستگاه گوارش كاملاًنيرومند و سرحال باشند(نيروي كشنده، نيروي گيرنده، نيروي هضم كننده، نيروي راننده ) هركدام از اين نيروهاي چهارگانه ناتوان شوند؟ بايد بداني كه معده ناتوان شده است. اما ديگران عادت گرفته اند كه گناه ناتوان شدن معده را كاملاً به گردن نيروي هاضمه بيندازند و مي پندارند كه نيروي معده تنهابستگي به نيروي هاضمه دارد وبس، كه اين نظريه را نمي پسندم.آري نيروي هاضمه از هرسوء مزاجي  هر نوع باشد  ناتوان مي شود و مي توان گفت اكثراً ناتواني معده سببش ناتواني نيروي هضم كننده است . اما نبايد فراموش كرد كه نيروي كشنده جاذبه نيز از اثر سوء مزاج سرد و سوء مزاج تراكثراً ناتوان مي شود. و سبب ناتواني معده گردد.

پس بايد در درمان معده ناتوان داروهاي گرم و خشك(داراي مزاج گرم و داراي مزاج خشك ) را استعمال كني تا تشخيص مي دهي كه ناتواني معده از ناتواني نيروي كشنده نيست و سوء مزاج ترياسوء مزاج سرد سبب ناتواني نيروي كشنده نشده اند.

شايد ناتواني معده از ناتواني نيروي گيرنده باشد، پس بايداكثراً در درمان ناتواني معده از داروهايي كه خشك مزاجند و گرايش به سرد مزاجي دارند استفاده نمايي.

داروهاي درمان ناتواني نيروي گيرنده را در نظر داشته باش كه بايد رطوبي مزاج و كمي گرايش به سردي داشته باشند. داروي درماني نيروي هاضمه ناتوان شده را بايد از داروهاي گرم مزاج و كمي گراييده به رطوبت برگزيني. روي هم منظور اصلي اين است كه ممكن است هريك از نيروي چهارگانه معده باسوء مزاج رو به روشوند. تو برحسب تشخيص خودت كدامين نوع از سوء مزاج ها راحدس زدي كه سبب ناتواني معده شده اند وكدام نيرو را در بر گرفته اند، درمان را برحسب نظريه خودت بكار ببرتا معلوم مي شود كه سبب غير آن است كه تو تشخيص داده اي آنگاه درمان را تغيير ده وبنابرمقتضيات تشخيص خود عمل كن ، و بدان ، كه منتهاي حالت ناتواني معده وقتي است كه تار و پود درهم تنيده پرزه رگهاي معده به حالتي ازشلي و سستي رسيده اند. اين حالت را چگونه تشخيص مي دهي ؟ اگر معده ناتوان بود و هيچ نشاني از سوء مزاج پيدانبود و دانستي كه ورمي در معده نيست، بدان، كه ناتواني معده از سست وشل شدن درهم تنيده اي پرزه رگهاي معده ناشي شده است، كه در اين حالت خوب كردن غذاهيچ بهره اي ندارد و بايد بداني كه بر سر معده بلائي آمده است

گاهي ممكن است نيروي گيرنده آسيب بيند كه از اين آسيب ديدگي احتمال مي رود :

1-     معده از اثر آسيب ديدگي نيروي گيرنده، نمي تواند به هيچ وجه بر خوراك بپيچدو چنان كه لازم است خوراك را در برگيرد.

2-    يا اين كه اندكي بر خوراك پيچ مي خورد و ياراي در بر گرفتن همه خوراك داخل(معده) را ندارد.

3-    يا اين كه برهمه خوراك داخل شده مي پيچداماپيچشي ناپسند و لرزان يا در حال پيچيدن بر خوراك به تپش وپريدن برمي خورد و يامتشنج است و همين حالت سومي است كه گاهي بيمار دارنده معده چيزي را احساس مي كند كه گويي تپش معده و تشنّج است. امالرزش معده در اين حالت چندان نيست كه آشكارا احساس شود، ولي اگر معده را خسته يافتي(رطوبتي را از دهانه معده انداخت، نسخه .) و ديدي كه مي خواهد انچه را از خوراك در بر گرفته است سرازيرر و دو دست از معده بر دارد، بدون آنكه نياز به بيرون راندن وسرازيرنمودن خوراك باشد . لرزشي را از راه قرقر شكم و كشيدگي و باد كردگي گزارش مي دهد. اما اگرگزارش از حد عادي گذشت احساس مي شود، چنانكه لرزش ساير اندامان قابل احساس كردن است.

گاهي ممكن است نيروي كشنده به حالتي درآيد كه به كلّي ياراي كشيدن خوراك را از دست بدهد . برخي از پزشكان اين حالت را فروهشتگي و سستي معده نامند. يا ممكن است نيروي كشنده خوراك را بكشداماكشيدني نامرتب و درهم برهم كه گويي متشنج است يامي لرزد. ممكن است ناتواني معده، در نتيجه بيمار را به بيماري استسقاي گوشتي مبتلاسازد. و بدان ، كه هرگاه معده چنان ناتوان شود كه اصلاًنتواند غذا را تغيير دهد و غذا تقريباً دست نخورده در آن مي ماند و سبب اين ناتواني هيچ چيزي غير از ناتواني خود معده نيست، يعني خود به خود ناتوان شده است، ممكن است در نتيجه اين حالت ناتواني روده ها از جاي بلغزند.

براي درمان ناتواني معده اكثراً داروهايي مناسبند كه دارندگان تجربه براي سببي كه معده را ناتوان مي كند در نظر گرفته اند. اين داروها ناتواني معده را شفا مي دهندبدون اين كه آن ها خودشان حس كنند كه تيرنظريه شان به سنگ خورده است، اگر داروهاي سفارشي آنان را در درمان ناتواني معده به كار ببري اكثراً معده بهره مي بيند در درمان ناتواني معده، ماليدني ها و ضمادهايي را كه ذكر شده اند، اگر خواستي كه تاثير بر دهانه معده گذارند بايد بسيار گرم باشند، زيرا مالشيها و ضمادها اگرنيم گرم مايل به سردي باشند دهانه معده را سستي و فروهشتگي مي بخشند.

جالينوس در اين باره نوعي قيروطي را سفارش مي كند كه بسيار بهره رسان است و مواد تركيبي آن اين است

نسخه:

موم هشت مثقال، روغن سنبل رومي بسيار صاف و پسند يك اوقيه با هم مخلوط كنند . اما اگر ناتواني معده به حدي رسيده است كه ياراي گرفتن خوراك را ندارد علاوه بر هشت مثقال موم و يك اوقيه روغن صاف سنبل رومي، يك مثقال اَلوا و يك مثقال مصطَكي، يا هريك از اَلوا و مصطكي يك مثقال و نيم و يك مثقال آب غوره با موم و روغن سنبل رومي  كه ذكر شدند  در هم بسرشند و بر معده بگذارند.

همچنين به عقيده جالينوس كليه بيماري هاي معده به شرطي كه همراه با حرارت شديد يا همراه خشك مزاجي نباشند، با داروي منسوب به سفرجلي شفا مي يابند تركيب دارويي سفرجلي چنين است:

نسخه:

افشره ميوه به دورطل، سركه تند و غليظ يك رطل، عسل به اندازه كافي، همه با هم بر آتش مي جوشند تا به قوام عسل در مي آيد، آنگاه زنجبيل كوبيده را به وزن يك اوقيه و يك سوم اوقيه تا دو اوقيه بر آن پاشند و مخلوط نمايند و استعمال شود.  شربت ثمر آس، براي معده ناتوان بسيار خوب است . نعناع نيز فايده شناخته شده دارد . سيب باغ ها از آن داروها است كه در ضماد معده گرم مزاج و سرد مزاج وارد است. زِفت نيز از ضمادهاي سرد و سبك است.

اين را هم بدان، كه ممكن است معده به حالتي از ناتواني درآيد كه نيروي راننده در معده ياراي كامل براي پرت كردن و سرازير فرستادن مدفوع نداشته باشد و خور اك هضم شده به سستي رو به پايين سرازير شود، كه در درمان چنين كساني كه داراي چنين معده اي هستند بايد ناني را بخورند كه مايه زياد دارد. گاهي ممكن است نيروي گيرنده در معده از ناتواني نتواند خوراك را كنترل كند و در وقت لازم بيرون آيد. خوراك هضم شده به سرعتي غير عادي از معده بيرون آيد و سر ازيرشود زيرا علاوه بر ناتواني نيروي گيرنده، تر و لغزنده هم هست . پس بايد كساني كه با چنين معده اي زندگي مي كنندنان فطيربي مايه بخورند و ساير معالجات را كه مي داني در موردشان به كار ببري.

منبع: قانون، کتاب سوم