طب پارسی
طب سنتی ایران
ﮔﺮﻣﻲﺑﺨﺶﻫﺎ : ﮔﺮﻣﻲﺑﺨﺶﻫﺎي ﺗﻦ آدﻣﻲ از اﻳﻦ ﻗﺮارﻧﺪ : * تعاریف: * اسباب:انصباب مواد بلغمی تحت جلد به علل مختلفه * علامات: ایجاد سفیدك هایی بر روی پوست بدن (شدت و ضعف بیماری طبق ماده منصبه ) * انواع: منتشر و غیر منتشر/ حاد و مزمن / سطحی و عمقی *تشخیص افتراقی :حس بصر و حس لمس / خلانیدن سوزن به شیوه خاص / مالیدن ناحیه مربوطه / و ... شناسايي بهك سياه هيچ مشكلي ندارد و به آساني شناسايي مي شود . اشكال در فرق گذاشتن ميان لكه سفيد است كه آن را بهك سفيد مي ناميم و ميان پيسگي سفيد بدجنس . نشاني هاي فرق گذاربين اين دو نوع ازلكه پوست به قرار زير است : بهك و برَص(پيسگي) هر دو سياه و سفيد دارند و هر دو عبارت ازلكه هايي هستند كه بر پوست بدن ديده مي شوند و غير از آن لكه ها است كه از خون مرده خزيده به زير پوست ناشي مي شوند كه درمان آن را شرح داديم. فرق ميان بهك سفيد و سياه و ميان پيسگي سفيد راستين چيست ؟ در صورتي كه هر دولكه اند و بر پوست ديده مي شوند . بهك هر دو نوعش چه سياه و چه سفيد در خود پوست پيدا مي شوند و اگر احيانا به ژرفا تاثير كنند بسيار كمئ است و چندان از پوست فروترنمي روند . - جناب آقای خیراندیش، بفرمایید با وجود شتاب علم در دنیای امروزی، می توانیم از "حجامت" به عنوان یک روش درمانی استفاده کنیم؟ حجامت بيشتر از رگ زدن پوست و بخش هاي نزديك پوست را تصفيه مي كند قبلاً هم گفتيم كه هرگاه ورم گرم در قلب پيدا شد مرگ دارنده قلب حتمي است اكثراً كساني كه به طور ناگهاني و بدون مقدمه توان خود را به كلّي از دست مي دهند، (نه دردي رااحساس مي كنند، نه از اسهال رنج برده اند، نه ورمي بزرگ دارند، نه پاك سازي زياد به عمل آورده اند).سبب نيرو از دست دادن خلط هايي است كه پر كننده هستند. اماكمتر اتّفاق مي افتد كه خلط خوني سبب اين حالت شود، زيرا خون حتماًروي آورهايي را پديد مي آورد و بدون پيش درآمدوبه ط ور ناگهاني سبباز بين رفتن نيروي انساني نمي شود . اكثراً سبب نيرو بر افتادن، خلط غليظ موجود در معده است، ۲- ۳- اگر غش كردن از سوء مزاج شديد و محكم است و غش شديد است، درمان پذير نيست و اگر غش كردن به اين شدت نيست و سبك است، يا سببش از آن ها است كه با قلب ربطي ندارند، درمان پذير است و امكانخوب شدن هست، اين را بدان كه معده در جايي است نزديك به قلب، علاوه بر اين معده اندامي است است بسيار حساس و با اين نزديكي و احساساتي بودن پاتوق همه خلط هاي گوناگون است وهمگي در معده گرد مي آيند در چند حالتي معده سبب غش كردن مي شود كه از اين قرارند : ۱- اگر معده بيش از حدبه سردي گرآيد كه در بيماري گرسنگي گاوي (بوليموس) رو مي دهد. اگر پاك سازي به حدي از اندازه خارج صورت گيرد، ممكن است قسمتي از روان را به همراه خود بيرون ببرد و ادامه يابد تا اكثريت روان تحليل مي رود. پاك سازي زياده از حدي كه روان را با خود تحليل مي برد، چندين حالت دارد : غش عبارت از حالتي است كه قسمت اعظم نيروي حساس و حركت دهنده حس از كار مي افتد،سبب هاي غش كردن چند احتمال دارد : اگر خفقان گرم است و همراه ماده خلط گرم آمده است، آن را پاك سازي مي كني اگر ديدي كه بقايائي ازخلط باقي مانده و هنوز پاك سازي نشده است، ياخفقان گرم است و ماده اي همراه ندارد، درمان هر دو حالت دربه كار بردن دستورات زير است : بايد خوراك شخص خفقان زده مختصرو مفيد باشد مثلا : نان را در گلابي كه كمي شراب ريحاني در آن است تريدكند و بخورد . نان را با شربت سيب، يا باشورباي سيب، يا با دوغ تازه از مشك بيرون آمده، يا با دوغي كه بسيار ترش نباشد بخورد . كدو حلوايي ، سفيد مرزو ميوه هاي سرد بخورد خوب است. نشاني هايي كه مي توان از آن ها بودن خفقان را بشناسي از اين قرارند : نبض : هرگاه نبض دارنده قلب از راه طبيعي پا فراتر يا فروتر نهاد و از حالت طبيعي خارج شد، خبر از خفقان قلب مي دهد، كه اين دگرگون شدن و از حالت طبيعي بيرون آمدن نيز چند صورت دارد، خفقان نوعي پريدن و تپش غيرعادي است كه به قلب روي مي آورد، سبب خفقان عبارت است از هرچه آزار به قلب مي رساند، هرچه قلب از آن آزار بيند، و اين آزار رسان به قلب كه مايه خفقان قلب مي شود چند صورت دارد : ۱- سبب آزار قلب در خود قلب است. ۱- بايد در درمان سوء مزاج سرد قلب معجون هاي بزرگ (ذكر خواهيم كرد) به كار بري، . ۲- شراب ريحاني در درمان سوء مزاج سرد قلب وارد است. ۳- ورزش هاي ميانه ورزش بسيار سخت وخسته كننده و ورزش سبك. انگيزه هايي كه بر قلب تاثير مي گذارند و قلب را از حالت طبيعي منحرف مي سازند به دو بخش تقسيم مي شوند : الف) انگيزه هايي كه ويژه قلب هستند. ب) انگيزه هايي كه قلب در پيدايش آن ها باغير خودشريك است، ياشركت چندجانبه است. سبب هاي ويژه قلب : اگر قلب در حالي است كه امكان ابتلاء به ورم گرم داشته باشد، مقدماتي دارد كه از اين قرارند : 1-اختلافي چنان شگفت آور و باورنكردني در نبض پيدا مي شود كه سابقه ندارد. 2- بدن دارنده قلب، شعله و ربه شدت التهابي است و بويژه شدت التهاب در اطراف اندامان نفس كش بيشتر است. ۱- نبض، در مقايسه با نبض طبيعي گرايش به خشكي دارد. ۲- د ارنده قلب از چيزهايي كه كم يا زياد بر روحيه تاثير گذارند، به زحمت واكنش نشان مي دهد، اما واكنش ديرپا وماندگار است. ۱- نبض نرم تر از نبض طبيعي مي زند. ۲- د ارنده قلب ازاموري كه بر روحيه تاثير مي گذارند، زود واكنش نشان مي دهد و به زود ي آن را به فراموشي مي سپارد. ۳- دارنده قلب داراي سوء مزاج تر، اكثراً با تب هاي عفوني سروكار دارد. ۱- نبض كوچك تر و كندترو متفاوت تر از آن است كه بايد در حال طبيعي حس شود، مگر اين كه نيرو ز بين رفته باشد و نبض صاحب دل براي تلافي كردن مايحتاج از نبض كه از كوچكي و كندي كاهش يافته است پياپي آمدن رابيفرايد. ۲- نفس ناتوان است. ۳- نيرو دارد مي گدازد. ۱- .سرعت و پياپي زدن نبض بيش از حالت طبيعي است ۲- سرعت و پياپي آمدن نفس (بزرگي و سرعت ازپياپي آمدن نفس ) بيش از حالت طبيعي است ۳- تشنگي شديد، كه دارنده قلب از هواي سرد تشنگي اش آرامش يابد، و از چيزهاي سرد مي آسايد. دليل بيماري قلب و نوع بيماري قلب را بايد از مزاج غيرطبيعي قلب جستجو كرد . اگر بيماري از ناتواني و از بين رفتن نيروي بدن و گدازيدن و آب شدن بدن شكايت دارد، بايدحال او را بررسي كني، اگر سببي تازه وارد يا سببي پيشينه را پيدا نكردي و اشتراك اندام ديگري را در به وجود آمدن اين حالت نديدي، بايد حدس بزني كه قلب با سوء مزاج رو به رو است ۱- نبض كند است، اما نه كامل. ۲- دارنده قلب دير مي رنجد و خشمگين مي شود. ۳- خشم گرفتنش زودگذر نيست و زياد مي ماند. ۱- نبض كاملاً بزرگ نيست بلكه گرايش به كوچكي دارد. نبض نرم است سريع و پياپي نمي زند، بكله برحسب درجات مزاج به ضدسرعت و پياپي زدن گرايش مي نمايد. ۲- شخصي كه قلبش مزاج سرد و تر طبيعي دارد، تنبل است. ۳- صاحب چنين قلبي بزدل و ترسو است. اگر گرم مزاجي طبيعي قلب ، هم اندازه مزاج خشك طبيعي قلب باشد، و روآوردهاي هر دو حالت را دربودن مزاج گرم و تر طبيعي قلب با هم بسنجيم : ۱- موي سينه كمتر است. ۲- سينه گشادتر است. ۳- نبض بزرگ تراما نرم تر است. ۱- نبض بزرگ تا اندازه اي نه كاملاً بزرگ به بزرگي نبض مزاج گرم خالص قلب، كه اين كاستن از بزرگي سببش حالت خشكي است كه بر ابزار نبض روي آورده است. نبض كه گفتيم تا اندازه اي بزرگ است سريع هم هست وتمايل به تُرُنجيدگي (انقباض) و پياپي زدن داشته باشد. ۲-- نفس بزرگ و سريع و پياپي و بويژه در هنگام پس دادن هواي بركشنده. ۳- بداخلاقي وتندخوئي. ۱- سختي نبض. ۲- درنگ واكنش نشان دادن بابرخوردها. ۳- كم آرامي. ۴- اخلاق ددمنشانه. ۵- خشكي بدن، مشروط برشرطي كه گفتيم، كه: كبد درتعديل رطوبت دخالت نكرده باشد. 1- تنگي سينه، مشروط بر اين كه شرط نامبرده در ميان نباشد، يعني كوچكي سينه از كم مغزي سر نباشد و در آفرينش كوچك به وجود آمده باشدبدون تداخل هيچ سببي ديگر. 2- كوچك بودن نبض طبيعي كه گرايش به كندي و تفاوت داشته باشد، مگر اين كه سببي در كار باشد كه سرعت و كوچكي نبض راتقاضامي كند. نشاني هايي كه مزاج گرم طبيعي قلب را مي نماياننداز اين قرارند : 1- گشادي سينه، جزدر صورتي كه چنانكه گفتيم گشادي سينه سببش مغز باشد. منظور در اين جاگشادي سرشتي سينه است بدون تداخل مغز. 2- بزرگي نبض طبيعي كه گرايش به پياپي زدن و به سرعت زدن داشته باشد. ممكن است قلب بيمار شود و بيماري را از غير خودكسب كرده باشد و اندامي ديگر در اين بيماري كه بر قلب آمده است سهيم باشد، كه در اين شراكت سر و دهانه معده ويژگي داشته و اكثراً در بيماري قلب دست دارند. در پيدايش دو بيماري ماليخوليا و صرع كه از بيماري هاي مغز ند همواره مغز و قلب با هم شريكند . الف) نبض: نبض سريع، نبض بزرگ و نبض پياپي، دليل بر حرارت قلب است وازعكس آن ها عكس آ ن ها را بگير، . يعني آنچه كه در مقابل آن ها قرار دارد، اگر در نبض پيدابود، دليل بر سرد مزاجي قلب است . نبض نرم نشاني از مزاج رطوبي قلب با خوددارد . نبض اگر سخت بود، دليل بر خشك مزاجي قلب است . نبض نيرومند و راست و درست و منظم و مرتب، دليل بر سلامت و سرحال بود ن قلب است . يعني اگر خلاف آن ها را مشاهده نمودي، معلوم مي شود كه قلب كاملاًصحيح و سالم نيست. كه عبارتند از هشت نشاني : 1- نبض در چه حالي است ؟ 2- نفس چگونه است ؟ 3-هيات و حجم سينه كوچك است يا بزرگ ؟ قلب بيمار يهاي از هر نوع ويژه به خوددارد، مانند : 1- انواع سوء مزاج و آن سوء مزاج يا با ماده همراه است، ياساده و بدون ماده مي باشد. اگر سوء مزاج همراه ماده است، ماده يا در رگ هاي قلب جايگزين است، يا در ميان جِرم قلب و آبشامه نيام قلب است، بويژه اگر ماده سبب سوء مز اج قلب رطوبت باشد كه . اكثراً آنچه به ميان نيام وجرم قلب راه مي يابد ماده رطوبتي است آشكار است كه هرگاه ماده رطوبتي بسيار بود، فشار بر قلب وارد آيد و قلب از گسترش(باز شدن) باز مي ماند. • جلوی سر: مشارکت معده، مراق، اطراف، شراسیف • عقب سر: سردرد سرد، مشارکت کلیه و پشت • فرق سر: مشارکت رحم • یک نیمة سر: شقیقه سردرد برحسب جايگاه دردمند سر، تقسيماتي دارد و گاهي سر درد به صورت نیمه می باشد. اگر سردرد نيمهاي دستبردار نباشد و عادت بيمار گردد، آن را شقيقه گويند. گاهي قسمت جلو و گاهي پشت سر، درد مي كند. نوعي سردرد وجود دارد كه همه سر را در بر میگيرد. اگر همة سر، درد كند و دائمی و عادت بيمار گردد، آن را سردرد بيضه یا سردرد كلاهخودي نامند كه بيضه هم به معني خُودي است كه جنگاوران بر سر نهند و تمام سر را مي پوشاند. سردرد در كيفيت نيز گوناگون است: سردرد شديد، متوسط، كم و سبک. سردرد گاهي به حدي از در منابع طب سنتی از سردرد تحت عنوان "صداع" نام برده شده و غالب حکما عنوان کردهاند که: "صداع المی است که در اعضای راس ظاهر شود". اعضای "راس" شامل پوست، گوشت، استخوان جمجه، نرم شامه، سخت شامه و مغز و استخوان سر میباشد و هر کدام از این اعضا که دچار درد شود به آن سردرد اطلاق شده و بنابراین سردرد طیف وسیعی از دردها را شامل می شود. {الم: آگاه بودن قوه مدبره است به حالت ناطبیعی در عضو. هر حا لت غیر طبیعی را الم و وجع یک جزیی از الم میباشد} انواع صداع انواع نزله و زکام نزله و زکام سرد (اسباب خارجی و مزاجی) نزله و زکام گرم (اسباب خارجی و مزاجی) سبب نزله و زکام گرم: گرسنگي گاوي را عرب " جوع البقر " گويند و با گرسنگي سگي جداست، در گرسنگي سگي انسان مبتلا هرچند خوراك بخورد باز گرسنه است، اما در بيماري گرسنگي گاوي معده تقاضاي خوراك نمي كند ليكن ساير اندامان بدن گرسنه هستند و بيمار بدون اشتها ميخورد . اين بيماري گرسنگي گاوي اكثراً دنباله رو گرسنگي سگي است كه ناگهان معده از تقاضاي خوراك دست مي كشد تو گويي بعد از اين همه داد وفرياداز دست گرسنگي خسته شده و نوميدانه از لجاجت دست برداشته است وكلمه سگ را به كلمه گاو تبديل كرده است . گفتيم اكثراً بيماري گرسنگي گاوي ارث گرسنگي سگي است، يعني ممكن است گرسنگي گاوي خود به خود و بدون اين كه برپايه گرسنگي سگانه استوار باشد سر برآورد . كساني هستند كه به هيچ وجه گرسنگي را تحمل نمي كنند، زيادگرسنه مي شوند و همين كه احساس گرسنگي كردنداگر هرچه زودتر به خوراك دست نيابندغش مي كنند و از نيرو مي افتند، از اين رو اين حالت را بيماري غش كردن از گرسنگي ناميده اند . "الجوع الغشي "اين حالت گرسنگي غش آلوده سببش گرماي شديد و ناتواني دهانه معده است.. منبع:قانون،کتاب سوم اشتهاي سگانه (جوع الكلب)، عبارت از حالتي است كه انسان هرچند خوراك بخورد احساس مي كند كه هنوز گرسنه است. سبب پديد آمدن اين گرسنگي سگانه چيست ؟ گرسنگي سگانه يا اشتهاي سگانه را چندين سبب هست كه از اين قرارند : 1. بعد از پاك سازي هاي زياد از حد كه بدن از اثرتخليه و پاك سازي متكرر مي گدازد. 2. تب هاي درازمدت كه بدن را به ناتواني مي رساند. 3. نيروي گيرنده و نگه دارنده غذا در بدن كاهش يافته است و تحليل رفتن بيش از حد دربدن رخ مي دهد و نيازتلافي كردن تحليل رفته آن به آن در افزايش است. 1- اگر درد معده ناشي از سوء مزاج ساده و بدون ماده است، قبلاً علامت وجودسوء مزاج ساده را گفتيم. 2- اگر درد معده منشاش سوء مزاج همراه ماده است، نشاني هاي آن را نيز بيان كرديم. 3- اگر درد معده گزشي بود و التهاب هم داشت، دليل بر آن است كه ماده خلط موجود در معده تند مزاج و تلخ است يا شورمزه. 4- اگر درد هميشگي نيست مي رود و بر مي گردد، دليل بر وجود ماده مفهوم اعتدال مزاج در اصطلاح پزشكان كيفيت بدن و يا اندامي است كه در آن عناصر در هم آميخته از لحاظ چندي و چوني با چنان سهم عادلانه اي شركت كرده باشند كه مزاج نيازمند آ ن است . اگر آن عناصر مورد نياز مزاج و سهم عادلانه اي كه از آن برخوردار است، به اعتدال در مفهوم لغوي آن، بسيار نزديك شده باشد، بازاعتدال در انسان ها متفاوت است، زيرا ممكن است انساني از انسان ديگر معتدل المزا ج تر باشد و اعتدالي كه در يكي صادق است نصيب ديگري نشده باشد. كساني را مي بيني كه در اشتهاي خوراك زياده روي مي كنند و اشتهاي فوق العاده دارند و با كساني رو به رو ميشوي كه اصلاً اشتها ندارند و يا اشتها دارند ليكن كمتر از حالت طبيعي، حتماًبراي اين سه نوع از اشتها سبب هايي هست كه در اين جا شرح خواهيم داد : اگر كسي معده اش به سوء مزاج ساده گرفتار است يا گرفتارسوء مزاج همراه ماده خلط . است و اگر سوء مزاج ساده ياسوء مزاج همراه ماده، سوء مزاج تر و سرد است چيرگي خون اگرعلائم امتلاي آوندها از خلط پديد آيد و خون، خلط پر كننده آوند باشد سنگيني زيادي به بدن عارض مي شود و بويژه بيخ چشم ها و سر و دو گيجگاه شخص سنگيني مي كنند، تمطط (از هم كشيدگي ) و خميازه به شخص دست مي دهد، خواب گران و ديرپا بيمار را فرا مي گيرد ، و تيرگي به حواس وي و كندي به فكرش راه مي يابد. بدن شخص بدون رنج كشيدن و كار كردن قبلي خسته مي شود، در دهانش طعم شيرين غيرعادي احساس مي كند و زبانش سرخ مي گردد . ممكن است دمل هايي در بدن و جوش هايي در دهان بيمار ظاهر شود، خون به سهولت در مواضع مختلف بدن وي (از مقعد، بيني ولثه )جريان مي يابد. سوء هاضمه ناشي از دو علّت زير است : 1-عامل آن بيروني است، نظير حالتي كه با وجود عدم نياز بدن به رطوبت بخشي خوراك و آشاميدني، مواد رطوبت زاي ديگري هم علا وه بر خوراك و آشاميدني رطوبت بخش ميل كنيم، در اين صورت ماده رطوبت در بدن زياد مي شود و مزاج از تصرف رطوبت زايد تباه مي گردد . مثلا در حالتي كه كسي بعد از خوردن غذا به حد سيري بلافاصله به حمام رود و مدت زيادي در آب بماند . همچنين از بازدارنده تحليل مانند آسودن زياد و ورزش نكردن، تخليه و زياد هروي در خوردن و نوشيدن وعدم مراعات انتخاب انواع بهداشتي مواد ماكول و مشروب كه سوء هاضمه به بار مي آرد. 2 بسيار اتّفاق مي افتد كه بيماري معده ازلت انباني وتلمبار كردن خوراك در معده بدون رويه منشاء مي گيرد. چگونه تشخيص دهيم كه بيماري معده از پرخوري و برهم انباشتن معده از خوراك است ؟ نشاني هايي هست كه ما را راهنمايي مي كنند كه عبارتند از : 1- آماس كردن رخسار 2-نفس تنگي 3-سر سنگيني شَبدر كاشتني و بياباني هر دو داروي لكه هاي سياه رخسارند. زخم و قَرحه: افشره شَبدر كاشتني كه با عسل باشد قَرحه را تنقيه كند. ماچيزي را ناتواني معده ناميده ايم كه چندين حالت معده را شامل مي شود: 1- معده اي كه ياراي هضم خوراك ندارد و نمي تواند غذاي دريافتي را به خوبي اداره كند. 2- از خوراكي كه در معده جاي مي گيرد معده ناراحت است و به تشويش مي افتد با اين كه سبب ناراحتي وتشويش معده كه در باب راجع به تباهي هضم شده ذكر كرده ايم در ميان نيست. 3- گاهي اشتهاي دارنده معده برمرام نيست و اشتها از حالت طبيعي كمتر است. ۱- اگر درد معده ناشي از سوء مزاج ساده و بدون ماده است، قبلاً علامت وجودسوء مزاج ساده را گفتيم. 2- اگر درد معده منشاش سوء مزاج همراه ماده است، نشاني هاي آن را نيز بيان كرديم. 3- اگر در د معده گزشي بود و التهاب هم داشت، دليل بر آن است كه ماده خلط موجود در معده تند مزاج و تلخ است يا شورمزه. درد معده علل درد معده -وقتي كه معده به درد مي آيد حتماً اين به درد آمدن معده سببي دارد، كه بايد يكي از موارد زير باشد : شايدسوء مزاج معده، ساده بدون ماده به ويژه اگر گرم و گزنده هم باشد. 2- ممكن است سبب درد معده سو ء مزاج معده همراه ماده باشد، آن هم در حالتي براي آزاردادن معده سبب است و ويژگي دارد، كه سوء مزاج گرم و گزنده باشد. 3- گسستگي پيوندي كه سبب آن ممكن است كشيدگي معده از باد باشد، و ممكن است سببي سوزاننده و گزنده باشد در ورزش پيران بايد اختلاف حالات جسمي و بيماري هايي را كه عادتا به سراغ آن ها مي آيند و عادت آن ها را در ورزش كردن در نظر گرفت . اگر جسمشان در منتهاي اعتدال باشد ورزش هاي معتدل براي آن ها مفيد است. اگر يكي از اندا م هاي آن ها در بهترين وضع اعتدال نيست بايد در هنگام ورزش مراعات آن اندام بشود و دستور ويژه هر اندام در باره آن اجرا گردد . مثلا اگر پيران سرگيجه دارند ياصرع و يا مواد (مرضي) به سوي گردنشان ريزش مي كنند و يا بخارهاي زياد به سوي سر و مغزشان بالا مي روند نبايد در موقع ورزش سرشان راخم كنند و فروهلند ورزش چنين كساني بايد پياده روي، مسابقه دو، سواركاري و آن نوع ورزشي باشد كه به نيمه پايين تن مربوط مي شود . شير (لَبن) برخي پنداشته اند كه زياد خوردن شير شپش زياد كند شايد راست گفته باشند . شير را بر رخسار مالنداثرهاي زشت را مي زدايد . نوشيدن شير براي زيبايي رنگ بسيار مفيد است اما گاهي لكه هاي سفيد در رخسار به وجود آورد، ولي در اين باره شير شتر بسيار خوب است و بيم لكه آوردن ندارد . شير را با شكر بخورند رنگ را بسيار زيبا كند و بويژه زنان از آن بسيار بهره مي برند . شير فربه كننده است و حتي آب پنير هم فربهي دهد چنانكه اگر آن هايي كه مزاج گرم و خشك دارند اگر آب پنير بنوشند و اسهال شوند دليل چاق شدن آن ها است . زيرا آب پنير كه با مزاج آن ها سازگار است خلط هاي بد را به وسيله رطوبت آن بيرون ريزد و غذا را از آلايش دور دارد و براي فربهي بخشيدن آماده تر مي شود. همچنين كساني كه مزاج گرم و خشك دارند اگر ماست را با رِيم آهن (خبث) بخورند بسيار زود فربه مي شوند . آب پنير را بر رخسار مالند لكه ها و اثرها را از بين مي برد و اگر بخورند همين اثر را دارد. در درمان معده اي كه از راه اعتدال منحرف شده و مي خواهي آن را اصلاح كني و بر راه طبيعي هدايتش كني، از داروهاي نوشيدني، گذاشتني، پاشيدني، حاصل از آب هايي كه با داروهاي لازم پخته شده است، ماليدني هاي آبكي، ماليدني هاي روغني، مرهم هاي درست شده از موم و آب هايي كه از پختن با داروها اثربخش شده اند استفاده مي كني. داروهاي ماليدني و داروهاي بر معده گذاشتني در اثربخشي از داروهاي پاشيدني بهترند . روغنش همراه آس براي مو مفيد است . اثر قَرحه را از بين مي برد . ماده لعابي تخم شَنبليله و بويژه اگر با روغن گُل باشد تَرَك هاي ناشي از سرما را خوب مي كند و در داروهاي لكه هاي سياه رخساره و زيبا شدن رنگ و دگرگوني بوي دهن و بوي بد تن و عرق وارد است. ورم و جوش: ورم هاي بلغمي و سخت را مي گدازد . بين ورزش هاي سخت و سريع بايد استراحت وجود داشته باش د و يا ورزش سبكي در ميان باشد ورزشكار بايد با انواع ورزش ها آشنا باشد و تنها به يك نوع ورزش اكتفا نكند. هر اندامي ورزش ويژه خود را دارد: ورزش دست و پا كه معلوم است ورزش سينه و اندام هاي تنفسي گاهي با صداي سنگين و كلفت و گاهي باصداي تند است . همين ورزش براي دهان و زبان كوچك و چشم نيز خوب است . اين ورزش رنگ را زيباو سينه را صاف مي نمايد . فوت كردن و حبس كردن نفس (تنفس عميق ) ورزشي است براي تمام بدن و مجراها ر ا فراخي مي بخشد. در موقع شروع ورزش تن بايد پالائيده باشد و كيموس هاي خام و ناپسند در اطراف احشاء و رگ ها نباشند تا ورزش آن ها را در تن پراكنده نكند . غذاي وعده قبل از ورزش در معده و كبد و رگ ها بايد هضم شده باشد و هنگام وعده غذاي دوم نزديك باشد . علامت اين حالت را از پختگي در هيئت و رنگ ادرار مي توان شناخت . رنگ پختگي در ادرار نشانه آن است كه غذا تازه هضم شده است، چه اگر غذا مدت زيادي مانده باشد و غريزه از تاثير بر آن دست برداش ته باشد و مزاج آتشي در ادرار زبانه بكشد و رنگش بيشتر از حالت طبيعي زرد شده باشد، انجام ورزش زيان مي رساند زيرا نيرو را خسته مي گرداند . به اين جهت گفته اند : كه مشتمل برهفده فصل است. : گفتار عمومي در باره ورزش از آنجا كه اساس تندرستي به ترتيب اهميت بر ورزش، غذا و خواب قرار دارد. بهتر است اهم ر ا بر مهم ترجيح دهيم و موضوع ورزش را پيش كشيم و مي گوييم : ورزش حركتي است تابع اراده . در ورزش، تنفس بلند و بزرگ و پي درپي مي آيد . هركس بتواند با شيوه صحيح و متناسب با اعتدال مزاج خود و در وقت و هنگام مناسب ورزش كند از چاره جويي(پيش گيري ) و تداوي بيماري هاي مادي و بيماري هاي مزاجي كه در دنباله آن مي آيد، بي نياز مي گردد . اين بهره برداري از ورزش هنگامي ميسر است كه دستورات ديگر بهداشتي را به كلّي مراعات كند. بگذار توضيح بيشتري دهم: ريشه مو را محكم كند و تقويت دهد و سياه گرداند . روغن كوشنه جواني مو را نگه دارد . روغن بادام و مخصوصاً بادام تلخ كه با عسل باشد و همراه بيخ سوسن و موم گداخته وچين و چروك و لکه هاي سياه و سفيد و غيره را دارو است و اگر پخته روغن بادام را بر سر مالند شوره و سبوس را درمان كند . روغن كرچك لكه هاي سفيد و سياه را مداوا كند . روغن شَنبليله درمان بدرنگي است و بويژه اگر در پيرامون هاي چشم پديد آيد. معرفي نمي خواهد. مزاج: در اول دوم سرد و در آخر دوم تر است . بذر خشك كرده آن رطوبت بخش نيست و در اول خشك كنند گي است. ريشه اش خشكي آور است. گياهي است كه گل هايش به رنگ هاي زرد، سفيد، ارغواني يافت مي شود و گياهي است مشهور و شناخته شده. از برگ و گل بابونَه قرص مي سازند و ساقه آن را مي خشكانند و نگاه مي دارند . جالينوس فرمايد : قوت بابونَه به قوت گل در لطافت نزديك است . ليكن بابونَه گرم است و گرمي اش همچون گرمي روغن زيتون به حالت اعتدال است . بابونَه اكثراً در زمين هاي خشن و نزديك به كنارهاي زمين مي رويد . در بهار كنده و جمع آوري مي شود. عزیزان عنوان کردن این نسخ برای اجرای آنها صرفا نمی باشد، بلکه برای نشان دادن این موضوع است که همیشه حس زیبا بودن و زیباتر شدن ،مورد توجه بوده اما....................نه به قیمت فدا کردن همه چیز حتی سلامتی نسخه ديگر: مغز بادام شيرين، كتيرا، صمغ عربي، آرد باقلي، زنبق وسريش ماهي هريك يك جزء متساوي . اولا سريش ماهي را در آن اندازه آب كه همه داروهاي ديگر را بتواند در برگيردحل كن، آنگاه داروها را همگي در آن آب بريز و به هم زن و بر صورت بمال .! نسخه ديگر: گاهي رخ مي دهد كه پوست بدن در حالت سفيد زيبا به سياه زشت يا به زرد ناپسند بدل شده است، سبب چيست ؟ تابش آفتاب، سرما، باد، ترك ماليدن روغن و خوشبوها بر تن و كم خود را شستشو دادن، همگي سبب گرايش رنگ پوست بدن به سوي سيه فامي مي شوند . بدان، كه تا خون وروان زند گي بيشتر به سوي پوست آيدصفا و روشني و سرخي مطبوع و زيباي پوست بيشتر است . خون و روان، پوست را نازك مي كند و اگر چيزي از بدرنگي بر رخساره و پوست آمده باشد، آن را به لطافت و نرمي مي زدايد و بد رنگي را از بين مي برد . با اين همه كه مسئله اساسي رسيدن خون و روان به آساني به پوست است، بايد براي حفظ زيبايي پوست، تن را از گرما، سرما و از باد حفظ كرد . خون خوب زيبايي بخش به پوست را به زير پوست كشانيدن، از چهارطريق امكان دارد: مبحثی را تحت عنوان زیبایی و آرایش ار دیدگاه طب سنتی را آغاز می کنیم تا به عزیزان یادآوری کنیم که زیبا بودن و زیبایی را دوست داشتن مقوله ای خاص این قرن نبوده ولی شرکتهای چند ملیتی از این ذوق فطری انسانها به صورت غیر اخلاقی و غیر انسانی، سودجویانه به بهانه زیبا تر شدن، سلامتی یک نسل را نشانه گرفته اند. اما.....به شما عزیزان یادآوری می کنیم : 1- هوشیار باشید، قرن ، قرن آلرژی است .با دقت بیشتری نسخه های پوستی را استفاده کنید . 2- هر نسخه ای برای همه نبوده و با توجه به مزاج جبلی و نوع پوست خود، نسخه مناسب را انتخاب و مورد استفاده قرار دهید. غذاي چسبنده ديرتر از خوراك نا چسبنده فرو مي رود(عبور مي كند.) خيار پوست نكنده ديرتر از خيار پوست كنده سرازير مي گردد . نان سپوس داراز نان بي سپوس زودگذرتر است . كسي كه از كار خسته شده است و عادت به خوراك لطيف دارد، چنانچه بعد از گرسنگي غذاي غليظي نظير شير برنج بخورد، خونش بجوش مي آيد و مي شوردو نياز به رگ زدن دارد، هرچند كه ازفصد قبلي وي مدت زيادي نگذشته باشد . همچنين اگر شخص خشمگيني اين كار را بكندبه همين درد گرفتار مي گردد. كسي كه مي خواهدبهداشت رارعايت كند نبايد غذاهاي دارويي مانند سبزي(بقول )و ميوه و نظاير آن را غذاي اصلي خود قرار دهد، زيرا غذاهاي نرم كننده خون را مي سوزانند، غذاهاي غليظ بلغ م آورند و تن را سنگين مي كنند. بهترين غذاها براي تندرستي عبارتند از • گوشت، بويژه گوشت بزغاله، گوساله كوچك و بره • گندم كه آميزه هاي آن پاك شده باشد. محصول كشت بايدآسيبي نديده باشد. نوعيت ماده را كه در معده است و سبب سوء مزاج معده شده است چگونه شناسايي كنيم ؟ 1- تشنگي: تشنگي بر سه حالت گواه است، از تشنگي دارنده معده معلوم مي شود كه ماده ناباب سبب سوء مزاج معده يا گرم است، يا ماده شورمزه است وبورقي . اگر تشنگي با نوشيدن آب گرم تسكين يافت، بدان كه ماده كذائي بلغم شورمزه است . اگر با نوشيدن آب گرم تشنگي فروكش نكرد، بدان كه ماده صفرايي است و اين خرابكاري را كرده است. 2- حس چشايي دهان : اگر انسان احساس تلخ مزگي در دهان كرد، يا تلخ مزگي در آنچه دهان بيرون مي دهد احساس شد و دل به هم آمدن و تشنگي هم بود، دليل آن است كه ماده در معده قرار گرفته خرا بكاراز نوع ماده صفرايي است . اگرمزه تلخ در دهان و بيرون انداخته از دهان همراه دل به هم آمدن بود و احساس تشنگي نبود، ماده خرا بكار در معده از جنس سرد مزاج است. 3- اگر ماده بيماري زا در معده باشد و زياد و لزج باشد، مي توان آن را چنين تشخيص داد :. الف) اشتهاي غذا از بين مي رود. ب) انسان از خوراك هاي بسيار تغذيه كننده خو شش نمي آيد، هميشه آرزوي خوراك هايي را مي كند كه تند و تندمزه باشند . هرگاه چنين خوراك هاي پسنديده خود را تناول نمودباد مي كند و احساس كشيدگي دست دهد و دل بيمار به هم مي خورد و تنها آزار وغ دادن مي آسايد. سوء مزاج معده همراه ماده و شناسايي نوعيت ماده همراه سوء مزاج معده چگونه بدانيم كه سوء مزاج معده ساده نيست و همراه ماده است ؟ مي توان از چند حالت ومعاينه دقيق، بر وجود ماده همراه سوء مزاج معده و نوعيت آن به اين نشاني ها پي برد : -1 برآورده كه به وسيله قَي بيرون ريزد. -2 آروغ و نوعيت آن. -3 مدفوع بيمار كه درنشان دادن ماده ويژگي دارد وپراهميت است، رنگ مدفوع و آنچه با مدفوع معده است. -4 بول بيمار و آنچه همراه بول ر يزش كرده است، مگر اين كه ماده مايه بيماري پناه گرفته وكمين كرده باشد وبا مدفوع و بول بيرون نيامده باشد و از مرزي كه براي بيرون آمدنش تعيين شده است، تجاوزكرده باشد. 5 - اگر ماده سبب سوء مزاج معده، گرم و خون آلودصفرايي باشد، مي تواني آن را از اين نشاني ها بشناسي : 1 - در حالي كه از پرخوري لت انبان شده اند و هنوز خوراك هضم نشده است. 2 - بعد از پاك سازي ها از راه اسهال يا قَي كردن و يا اسهال و قَي با هم. 3 - بعد از آنكه يكباره فسادو تباهي معده روي دهد. 4 - در اَوان خستگي و حركات زياد بدني و واكنش هاي رواني [در حالت خشم زياد، غم زياد و غيره در حقيقت ابنه نوعي بيماري است كه بعضي از مردان بدان مبتلا مي شوند و مي خواهند مرد با آن ها جماع كند. اين بيماري از كجا منشاء مي گيرد؟ چندين احتمال دارد : ۱- شخص به شدت آرزوي جماع دارد طوري كه از حالت طبيعي بيشتر آرزوي جماع مي كند و اين آرزو و خيال و اوهامش را به خود مشغول كرده است. كساني هستند كه اگر جماع كنند از اثر جماع ناتوان مي شوند و اگر جماع نكنندباز زيان هايي مي بينند، درمان اين حالت به دستور زير است : -1چنين كساني قبل از هر چيز بايد به نيروبخشي معده بپردازند و كاري كنند كه . معده به خوبي غذا را هضم كند. براي تقويت معده و تقويت دستگاه گوارش، داروهاي تناسلي، داروهاي ماليدني و داروهاي بر معده گذاشتني را در بحث درمان معده ذكر كرده ايم، بدانها رجوع كنند ت ا حالت ناتوانيي كه بعد از عمل جماع بدانها دست مي دهد از بين برود. باید توجه داشت که، منظور از مطرح کردن این باب، دقیقا درمان با همین داروها نبوده ، بلکه با نظر صاحبنظران این رشته از داروهای جایگزین ویا داروهایی در طب کلاسیک، ممکن است درمان صورت گرفته و یا نیاز به یک سری آزمایشاتی جهت کامل نمودن اطلاعات پزشک باشد، بلکه منظور نشان دادن دید همه سو نگر و کامل دانشمندان این رشته در باب موضوع مطرح شده می باشد که ممکن است قسمت اعظم آن از دید متخصصین امروزی پنهان بوده یا اهمیت توجه نداشته باشد. غذاهاي مناسب براي تقويت نيروي جنسي قبل از هر چيزيادآور مي شوم كه گوشت هر گوشتي كه براي فايده دادن به غريزه جنسي در غذا به كار مي رود نبايد در روغن سرخ شود، گوشت سرخ كرده از تاثير غذايي اش كاسته مي شود و بهره چنداني براي تقويت غريزه جنسي ندارد . پس بايد گوشت را بدون سرخ كردن بپزند و بخورند، مثلا گوشت در آب پخته بخورند از قبيل : باید توجه داشت که، منظور از مطرح کردن این باب، دقیقا درمان با همین داروها نبوده ، بلکه با نظر صاحبنظران این رشته از داروهای جایگزین ویا داروهایی در طب کلاسیک، ممکن است درمان صورت گرفته و یا نیاز به یک سری آزمایشاتی جهت کامل نمودن اطلاعات پزشک باشد، بلکه منظور نشان دادن دید همه سو نگر و کامل دانشمندان این رشته در باب موضوع مطرح شده می باشد که ممکن است قسمت اعظم آن از دید متخصصین امروزی پنهان بوده یا اهمیت توجه نداشته باشد.
غذاهايي كه در تقويت نيروي جنسي به دارو شبيه هستند : شير نود مثقال، ترنجبين به وزن چهل درهم در آن شيرريزند و مخلوط بر آتش بجوشد تا غليظ مي شود و هر روز يك پياله از آن بخورنداين خوراك براي كساني كه مزاج سرحال و به اعتدال دارند و براي كساني كه حرارت مزاج دارند سازگار است .كساني كه سرد مزاجند و سردي بر آن ها تاثيركرده است، خوراك آتي برايشان خوب است : باید توجه داشت که، منظور از مطرح کردن این باب، دقیقا درمان با همین داروها نبوده ، بلکه با نظر صاحبنظران این رشته از داروهای جایگزین ویا داروهایی در طب کلاسیک، ممکن است درمان صورت گرفته و یا نیاز به یک سری آزمایشاتی جهت کامل نمودن اطلاعات پزشک باشد، بلکه منظور نشان دادن دید همه سو نگر و کامل دانشمندان این رشته در باب موضوع مطرح شده می باشد که ممکن است قسمت اعظم آن از دید متخصصین امروزی پنهان بوده یا اهمیت توجه نداشته باشد.
داروهاي تركيبي در تقويت غريزه جنسي مثروديطوس كه از همه بهتر است، داروي مشك براي كسي كه قلب ناتوان دارد و تقويت غريزه جنسي را مي خواهد . گوارشي بزرها به وزن سه مثقال با آب ترتيزك آبي سبز، داروي ريگ ماهي كه مشهور است، بزر ترتيزك آبي سبزبه وزن سه دِرهم با روغن گاوي مخلوط كنند و بخورند، باید توجه داشت که، منظور از مطرح کردن این باب، دقیقا درمان با همین داروها نبوده ، بلکه با نظر صاحبنظران این رشته از داروهای جایگزین ویا داروهایی در طب کلاسیک، ممکن است درمان صورت گرفته و یا نیاز به یک سری آزمایشاتی جهت کامل نمودن اطلاعات پزشک باشد، بلکه منظور نشان دادن دید همه سو نگر و کامل دانشمندان این رشته در باب موضوع مطرح شده می باشد که ممکن است قسمت اعظم آن از دید متخصصین امروزی پنهان بوده یا اهمیت توجه نداشته باشد. داروهاي تك و ساده در تقويت غريزه جنسي انواع بزرهاي تقويت كننده عبارتند از : بزر شلغم، بزركلم، بزرگياه گزنه، بزرلوبيا گرگي، بزر ترتيزك آبي، بزر هويج و بزر پونه كاشتني كه منظورم از پونه كاشتني نعناع است بزرمارچوبه،بزرترب،بزريونجه،بزرخربزه، بزر كرفس، بزر كرفس كوهي، كراوِيا، فلفل سفيد، فلفل سياه، فلفل دراز، هل بوا، كنجد، بزر كتان، بزرشاهي، ثمر بان، روغن ثمر بان، ثمر گياه چشم خروس، كنگرد آنه، بزرشَنبليله و بويژه اگر بزرشَنبليله را با عسل بپزند و خشك كنند. باید توجه داشت که، منظور از مطرح کردن این باب، دقیقا درمان با همین داروها نبوده ، بلکه با نظر صاحبنظران این رشته از داروهای جایگزین ویا داروهایی در طب کلاسیک، ممکن است درمان صورت گرفته و یا نیاز به یک سری آزمایشاتی جهت کامل نمودن اطلاعات پزشک باشد، بلکه منظور نشان دادن دید همه سو نگر و کامل دانشمندان این رشته در باب موضوع مطرح شده می باشد که ممکن است قسمت اعظم آن از دید متخصصین امروزی پنهان بوده یا اهمیت توجه نداشته باشد. درمان ناتواني جنسي اگر در معاينه تشخيص دادي كه دليل اخلال در كار ابزار جِماع و كاهش نيروي جنسي ، در اندامان رئيسي نهفته است، بايد به درمان آن ها بپردازي اگر سبب سرمازدگي و سرد مزاجي آن ها است كه اكثراً از سرد مزاجي است كاهش نيروي جنسي سبب ها و احتمالاتي دارد كه از قرار زيرند : 1- سبب از خود ذكر است. 2- سبب در اندامان و ابزار آب پشت است. 3- سبب در اندامان بالامرتبه و رئيسه و نزديكيهاي آن ها است. 4- سبب محتمل است در اندامان واقع در ميانه راه بين اندامان رئيسه و ابزار عمل جماع باشد. 5- ممكن است سبب ناشي از همسايگي ابزار جِماع با اندامان ديگر باشد. 6- ممكن است سبب كمي باد در قسمت هاي پاييني بدن، يا كمي باد در سراسر بدن انسان باشد. جماع اگر فوايدش را ذكر كرديم بايد بداني كه زيان هايي ممكن است در برداشته باشد، كه دارد . تيغي است دولبه گوهر غذايي كه از هفت خوان يا بهتر بگوييم چهار مرحله هضم گذشته و به غايت لطيف شده و بسيار براي بدن ارزشمند است، از اثر جماع بدن را ترك مي كند و از اثر اين پاك سازي بدن به حالتي از ناتواني در مي آيد كه از اثر پاك سازي هاي ديگر، ناتواني به اين شدت بر بدن چيره نمي شود . نه فقط گوهر غذايي لطيف است كه باجماع از بدن بيرون مي رود، بلكه روان هم پا به پاي گوهر لطيف غذايي براي لذت ديدن ولذت بخشيدن بيرون مي رود . از اين است كه كساني بيشتر از جماع لذت مي برند كه از غير خودشان لاغرترند و بيشتر با ناتواني دست به گريبانند. . اگر جماع در وقت وهنگام مناسب و به طورصحيح انجام گيرد، بهره هايي براي انسان در بر دارد كه شرحش چنين است : از اثر جماع زايده هايي در بدن پاك سازي مي شود و بدن اززايده ها خشك مي شود ، زيرابدن از اثر جماع بيشتر آماده باليدن ونمو مي گردد . جماع درست به آن مي ماند كه چيزي، غذاي بايسته بدن را از بدن مي ربايد، طبيعت براي تلافي ماده غصب شده از بدن به حركت در مي آيد و شديد حركت مي كند، كه اين حركت تاثير قوي بر بدن مي گذارد و اين تاثير گذاشتن درنشاط ونمو بدن مددكار است . جماع افكارچيره بر انسان را دفع مي كند، انسان راپردل وشجيع مي سازد، خشم به افراط را فرو مي نشاند و به انسان وقارمي دهد. جماع از آنجا كه به انسان نشاط مي بخشد و دود ناشي از آب پشت را كه در اطراف و مغز جمع مي شود پراكنده مي سازد، در بيماري ماليخوليا و بسياري از بيماري هاي سودايي به انسان بهره مي رساند. ببايد دانست كه جماع نوعي است از استفراغ هاي طبيعي و از جمله سبب هائي(علت ها )است كه هرگه كه چنداني اتفاق افتد كه بايد، و چنانكه بايد، و آنوقت كه بايد، تندرستي باشد ، و هرگاه كه خلاف اين بود، سبب بيماري شود از بهر آنكه هرگاه كه اوعيه مني پر شود، طبيعت محتاج شود به دفع آن . اگر كار كرده شود، ئاستفراغ طبيعي باشد ، مردم سبكي و نشاط يابد و انديشه ها بدو وسواس و قوت عشق بدان زايل شود . و اگر اين استفراغ، اتفاق نيفتد، اندر همه تن، اندكي گراني پديد آيد ، و باشد كه " مني" اندر جاي خويش گرم شود، و بخار آن بدل برآيد و بدان سبب تبها تولد كند ، و باشد كه بخار آن به دماغ بر شود، " وسواس" و " ماليخوليا" و " تيرگي چشم" و " خفقان" و " سرگشتن" پديدآيد. نشاني ها و درمان انواع سوء مزاج معده سوء مزاج تر معده نشاني هاي دارد كه از اين قرارند : 1- تشنگي كم. 2 -نفرت بيمار از غذاهاي رطوبي و آزار ديدن از آن. 3-از كم غذا خوردن آسوده تر است. 4-غذاي خشك را از سايرغذاها بيشتر دوست دارد. نشاني ها و درمان انواع سوء مزاج معده اگر كسي معده اش به سوء مزاج خشك مبتلاست، چند نشانهاي هست كه مي توان از آن ها بر حال معده آگاه شوي : 1- تشنگي زياد دارنده معده. 2- خشك شدن زبان كه بسيار از حدمعمولي خشك تر است، مشروط بر اين كه با نشاني هايي كه قبلاً در اين باره شرح داده ايم مطابقت كند. 3-لاغر شدن و پژمردن بدن بيش از آن كه قبلاً وجود داشته است. نشاني ها و درمان انواع سوء مزاج معده نشاني هايي براي شناسايي سوء مزاج سرد معده هست كه از قرار زيرند : 1-غذاي داخل معده، در تغيير يافتن سست است و به كندي تغيير مي يابد و به حالتي در مي آيد كه اولا ديرتر از حال طبيعي به معده مي رسد و ثانيابعد از قرار گرفتن در معده پس از مدتي كم به وسيله قَي از راه دهان بيرون آيدومي بيني كه خوراك چندان تغيير نكرده است كه به حساب آيد . اگر سوء مزاج سرد معده بسيار شدت يابد، خوراك برآورده از راه قَي كردن همان است كه قبل از رس يدن به معده بوده است و دست نخورده برگشته است، نه تغيير رنگ داده و نه از پختگي ورسيدن در معده نشاني دارد. نشاني هاي متعدد از سوء مزاج گرم معده خبر مي دهند. 1- تشنگي: تشنگي در حالي نشاني از سوء مزاج گرم معده دارد كه سوء مزاج گرم معده به آن شدت نرسيده باشد كه مايه نابودشدن نيروي بيمارگشته باشد. 2-آروغ دودي 3-آب دهان كه بوي گوشت و عرق بدهد. 4-دارنده معده از سرد و سردي بخش ها بياسايد و بهره بيند. 5-سوختن غذاي لطيف در معده، نوع غذايي كه اگر معده مزاج طبيعي داشت در معده نمي سوخت. آروغ : مي توانيم از نوعيت آروغ بر حال معده آگاه شويم، كه چندين نوع دارد : 1- آروغ ترش. 2- آروغ بدبو. 3- آروغ دودي. 4- آروغ زنگاري. 5- آروغ كه بوي گوشت گنديده بدهد. 6- آروغ كه بوي گل ولاي سياه از آن به مشام برسد.
علل پدیده های جسمی از دیدگاه ابو علی سینا
ادامه مطلب
برص ، وضح / ویتیلیگو ؛ بهق ابیض / لک سفید / پیسی/ Vitiligo
ادامه مطلب
نشاني های برص وبهک (پیسی)
ادامه مطلب
بهك و برَص(پيسگي)
ادامه مطلب
پاسخگوی سئوالات زیر آقای حسین خیراندیش، رئیس انجمن تحقیقات حجامت ایران می باشد.
هر روش درمانی که سابقه ی بیشتری داشته باشد، از نظر علمی معتبرتر به حساب می آید، زیرا تجربیات درمانی مثبت یا منفی به معنای حیات انسان ها یا اتلاف جان انسان هاست.
وقتی گفته می شود یک روش درمانی هزار ساله یا هفت هزار ساله، یعنی میلیاردها انسان در طول سال های متمادی، این روش درمانی
ادامه مطلب
حجامت
ادامه مطلب
ورم گرم در قلب
ادامه مطلب
نيرو از دست دادن به طور ناگهاني
ادامه مطلب
داروها و معالجاتي كه براي بيمار غش مفيدند از اين قرارند
ادامه مطلب
اگر سبب بيماري غش كردن حرارت است، درمانش
ادامه مطلب
درمان غش
ادامه مطلب
معده چگونه سبب غش كردن انسان مي شود؟
ادامه مطلب
حالت غش كردن كه ناشي از پاك سازي بدن باشد
ادامه مطلب
احتمال دارد ماده خلط سبب غش بشود و اين سبب غش كردن از ماده است چند احتمال دارد :
ادامه مطلب
غش چيست ؟
ادامه مطلب
درمان خفقان گرم
ادامه مطلب
نشاني هاي خفقان :
ادامه مطلب
خفقان
ادامه مطلب
درمان سوء مزاج سرد قلب :
ادامه مطلب
سبب هاي تاثير گذار بر قلب
ادامه مطلب
علائم بيماري هاي قلبي
ادامه مطلب
نشاني هاي سوء مزاج خشك قلب :
ادامه مطلب
نشاني هاي سوء مزاج تر قلب :
ادامه مطلب
نشاني هاي سوء مزاج سرد قلب
ادامه مطلب
نشاني هاي سوء مزاج گرم قلب از اين قرارند :
ادامه مطلب
نشاني گرفتن از بيماريهاي قلب
ادامه مطلب
نشاني هاي مزاج سرد خشك طبيعي قلب
ادامه مطلب
نشاني هاي مزاج سرد و تر طبيعي قلب :
ادامه مطلب
نشاني هاي مزاج گرم و تر طبيعي قلب :
ادامه مطلب
نشاني هاي مزاج گرم و خشك طبيعي قلب :
ادامه مطلب
نشاني هاي مزاج خشك طبيعي قلب
ادامه مطلب
نشاني هاي مزاج سرد طبيعي قلب از اين قرارند
ادامه مطلب
نشاني هاي مزاج گرم طبيعي قلب
ادامه مطلب
بيماري هاي اشتراكي قلب
ادامه مطلب
شرح هريك از نشاني هاي هشتگانه :
ادامه مطلب
نشاني هاي شناسايي حالت قلب
ادامه مطلب
بيماري هاي قلب
ادامه مطلب
گفتاری كلّي راجع به انواع سردردسردرد ممکن با منشا خارجی از قبيل ضربت خوردن، افتادن، برخورد كردن با گرم و سرد، برخورد سر با سميهاي خشكاننده، بوي تند (خوش یا ناخوش)، حبس شدن باد در بيني یا گوش باشد که باید از علائم یا اثرات، آنها را تشخیص داده و معالجه نمود. اگر سردرد ناشي از ناتواني مغز باشد، علامتش اين است كه مغز از كمترين سببي به هيجان آمده، حواس تيره و كنش هاي مغزي آسيب ديدهاند. سردردي كه از نیرومندی حس مغز باشد، دليلش همچون حالت قبلي، از كمترين سبب كه مغز آن را حس كند تاثير پذيرد، مثلا به صدا، بو و غيره به سرعت بازتاب نشان ميدهد. ليكن با اين حالت احساس هشياری دارد و گدارها پاكيزهاند و كنشهاي مغز بدون كم و كاستي ميباشند. هر نوع سردردي كه ناشي از وجود ماده باشد، سرگراني و رطوبت بيني
ادامه مطلب
محل سر درد
ادامه مطلب
انواع سر درد
ادامه مطلب
ادامه مطلب
زکام : نزول فضولاتی که از بطن مقدم دماغ به منخرین (بینی) جلب می شوند را گویند.
ادامه مطلب
گرسنگي گاوي
ادامه مطلب
غش از گرسنگي
گرسنگي شديد (اشتهاي سگانه)
ادامه مطلب
نشاني هاي سبب درد معده :
ادامه مطلب
اعتدال مزاج
ادامه مطلب
اشتهاي خوراك بطلان
ادامه مطلب
چيرگي يكي از اَخلاط
ادامه مطلب
سوء هضم و امتلاء
ادامه مطلب
علامات بيماري هاي لت انباني و هضم نشدن خوراك
ادامه مطلب
شبدر( حندقُوقي ) Trigonella corniculata آرايش:
ادامه مطلب
ناتواني معده(ضعف المعده)
ادامه مطلب
نشاني هاي سبب درد معده :
ادامه مطلب
درد معده، ناتواني معده، اشتهاي خوراك
ادامه مطلب
ورزش پيران
ادامه مطلب
.jpg)
Gala : Milk
ادامه مطلب
درمان بيماري هاي معده به طور كلّي(18)
ادامه مطلب
شَنبليله (حلبه)
ادامه مطلب
دستور براي ورزشكاران :
ادامه مطلب
مواقع شروع و پايان ورزش
ادامه مطلب
ورزش: برنامه مشترك اشخاص بالغ
ادامه مطلب
روغن غار درمان داءالثعلب ( موخوره) است .
روغن آس
ادامه مطلب
خربزه ( بطّيخ)Cucumis melon: Sweet melon
ادامه مطلب
بابونَه (بابونَج) 
ادامه مطلب

ادامه مطلب
بدگل شدن پوست( اسباب المصفره للون)
ادامه مطلب
زيبايي پوست بدن
ادامه مطلب
با سلام خدمت عزیزان
غذاها و گوارش آن ها
ادامه مطلب
رژيم غذايي (تدبيرالماكول)
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اوقاتی كه بايد از جماع بپرهيزند
ادامه مطلب
اُبنه-(همجنسگرایی)
ادامه مطلب
زيان ديدن از جماع و از ترك جماع
ادامه مطلب
هو الشافی
ادامه مطلب
هو الشافی
ادامه مطلب
هو الشافی
ادامه مطلب
هو الشافی
ادامه مطلب
هو الشافی
ادامه مطلب
كاهش نيروي جنسي
ادامه مطلب
زيان هاي جماع
ادامه مطلب
فوايد جِماع
ادامه مطلب
تدبير جماع:
ادامه مطلب
نشاني هاي سوء مزاج تر معده
ادامه مطلب
نشاني هاي سوء مزاج خشك معده
ادامه مطلب
نشاني هاي سوء مزاج سرد معده
ادامه مطلب
نشاني ها و درمان انواع سوء مزاج معده
ادامه مطلب
معده و بیماریهای آن از دیدگاه ابو علی سینا
ادامه مطلب
| Design By : Night Melody |

